اسپیس‌ایکس همچنان بر بازار پرتاب‌ها مسلط است. رقبای آن بالاخره وارد بازی شدند.

اشتراک‌گذاری:
اسپیس‌ایکس همچنان بر بازار پرتاب‌ها مسلط است. رقبای آن بالاخره وارد بازی شدند.

اسپیس‌ایکس در سال ۲۰۲۵ در مجموع ۱۳۴ مأموریت مداری انجام داد؛ بیشتر از مجموع همه ارائه‌دهندگان پرتاب دیگر در سراسر جهان. پروازهای Falcon 9 چنان عادی شده‌اند که فرود بوسترهای آن دیگر به‌ندرت تیتر خبرها می‌شود — و این خودش نکته قابل‌توجهی است؛ چون پانزده سال پیش، استفاده مجدد قابل‌اتکا از موشک، علمی‌تخیلی به حساب می‌آمد. پرسش بازار پرتاب در سال ۲۰۲۶ این نیست که آیا اسپیس‌ایکس بر بازار مسلط است یا نه؛ مسلط هست. پرسش این است که آیا فضای رقابتی به اندازه‌ای تغییر کرده که برای مشتریانی که قراردادهای پرتاب امضا می‌کنند اهمیت داشته باشد؟

پاسخ، برای نخستین بار طی چند سال اخیر، مثبت است — البته با اما و اگرهایی.

نیو گلنِ بلو اوریجین بالاخره پرواز کرد

نیو گلن (New Glenn)، موشک شرکت بلو اوریجین، پس از سال‌ها تأخیر سرانجام در ژانویه ۲۰۲۵ نخستین تلاش خود برای پرتاب مداری را انجام داد و این برنامه از آن زمان با سرعت به بلوغ رسیده است. نیو گلن یک موشک سنگین است — از نظر ظرفیت حمل محموله به مدار پایین زمین (LEO) تقریباً هم‌رده Falcon 9 — و طبقه بالایی آن می‌تواند محموله‌ها را به مدار GTO و فراتر از آن برساند. طبقه نخست آن نیز مانند Falcon 9 قابل استفاده مجدد است و روی یک کشتی پهپادی فرود می‌آید، هرچند بلو اوریجین درباره زمان‌بندی استفاده مجدد از بوسترها کم‌حرف‌تر بوده است.

اهمیت نیو گلن فقط در ظرفیت محموله نیست. بلو اوریجین آن را به‌عنوان گزینه‌ای قابل‌اعتماد و آمریکایی برای پرتاب‌های امنیت ملی معرفی کرده است — بازاری که یک دهه در انحصار موشک Atlas V شرکت ULA بود، تا اینکه موتور روسی RD-180 آن موشک از نظر سیاسی غیرقابل‌دفاع شد. نیو گلن از موتورهای BE-4 استفاده می‌کند که خودِ بلو اوریجین می‌سازد و همین، آن را از نظر زنجیره تأمین مستقل می‌کند؛ نکته‌ای که برای نیروی هوایی آمریکا و سازمان NRO اهمیت زیادی دارد. این موشک سهمی از قرارداد فاز ۳ پرتاب‌های امنیت ملی فضایی (NSSL) را هم به دست آورده که به معنای تأیید آن برای حساس‌ترین محموله‌های دولتی است.

Vulcan Centaur شرکت ULA جای پای خود را پیدا می‌کند

شرکت یونایتد لانچ الایانس (ULA) سال‌های دشواری را پشت سر گذاشته است. Atlas V در حال بازنشستگی است. Delta IV Heavy آخرین مأموریت خود را در سال ۲۰۲۴ انجام داد. و Vulcan Centaur — جایگزین هر دو — پس از نخستین پرتاب در ژانویه ۲۰۲۴ و دومین پرتاب در اواخر همان سال، سرانجام در اوایل ۲۰۲۵ گواهی انجام مأموریت‌های امنیت ملی را دریافت کرد. موتور BE-4 که طبقه نخست Vulcan را به حرکت درمی‌آورد همان موتوری است که بلو اوریجین برای نیو گلن می‌سازد — وابستگی‌ای که وقتی توسعه BE-4 طولانی شد، هر دو برنامه را با تأخیر مواجه کرد.

طبقه بالایی Centaur یکی از تواناترین‌ها در صنعت است و برای مأموریت‌های پرانرژی به مدار GEO، مدار ماه و مسیرهای بین‌سیاره‌ای بهینه شده است. هواپیمای فضایی Dream Chaser — اگر روزی پرواز کند — با Vulcan پرتاب خواهد شد. ماهواره‌های اینترنتی پروژه Kuiper آمازون هم در کنار Atlas V و دیگر ارائه‌دهندگان، با Vulcan قرارداد دارند. ULA در بخش تجاری مدار پایین با اسپیس‌ایکس رقابت نمی‌کند؛ رقابت آن بر سر مأموریت‌های دولتیِ پرانرژی است؛ جایی که Falcon 9 برای آن چندان بهینه نیست و Falcon Heavy هم اغلب بیش از نیاز است.

صعود بی‌سروصدای راکت‌لب

راکت‌لب داستانی است که نسبت به مسیر واقعی‌اش کمترین توجه را دریافت می‌کند. موشک Electron این شرکت بیش از ۵۰ پرتاب را تکمیل کرده و از این نظر دومین موشک پرپرواز آمریکاست — با فاصله زیاد پس از Falcon 9، اما جلوتر از بقیه. Electron بازار ماهواره‌های کوچک را هدف گرفته است: محموله‌های زیر ۳۰۰ کیلوگرم به مدار پایین، با تمرکز بر پروازهای اشتراکی دقیق و مأموریت‌های اختصاصی ماهواره‌های کوچک.

تحول جالب‌تر اما Neutron است؛ موشک متوسطِ راکت‌لب که هم‌اکنون در ویرجینیا در حال توسعه است. Neutron برای استفاده مجدد طراحی شده و هدف آن حمل ۱۳ هزار کیلوگرم به مدار پایین است — یعنی رقابت مستقیم در همان رده محموله‌ای که Falcon 9 اسب بارکش آن است. پیتر بک، مدیرعامل راکت‌لب، صریح گفته است: Neutron طراحی شده تا بر سر مأموریت‌هایی رقابت کند که Falcon 9 اکنون به‌طور پیش‌فرض برنده آن‌هاست. بدنه کامپوزیت کربنی و طراحی دماغه «اسب آبی گرسنه» (دماغه جدا نمی‌شود و همراه بوستر برمی‌گردد) شرط‌بندی‌های مهندسی‌ای هستند که آن را از رویکرد Falcon 9 متمایز می‌کنند. نخستین پرواز برای سال ۲۰۲۶ هدف‌گذاری شده است.

مشتریان واقعاً به چه چیزی اهمیت می‌دهند؟

بازار پرتاب ظریف‌تر از دوگانه «اسپیس‌ایکس در برابر بقیه» است. هر بخش از مشتریان دغدغه خودش را دارد. برای اپراتورهای منظومه‌های تجاری مدار پایین — بزرگ‌ترین و پررشدترین بخش بازار — اسپیس‌ایکس مزیت‌های ساختاری دارد: نرخ بالای پروازهای Falcon 9 یعنی همیشه جای خالی هست، برنامه پرواز اشتراکی Transporter هزینه هر کیلوگرم را بسیار پایین می‌آورد و Starship هم در نهایت هزینه‌ای به ازای هر کیلوگرم ارائه خواهد داد که هیچ وسیله دیگری توان رقابت با آن را ندارد. رقابت در این بخش یا مستلزم برابری با اسپیس‌ایکس در هزینه است (که بسیار دشوار است) یا ارائه چیزی که او ارائه نمی‌دهد: شیب‌های مداری کم‌اولویت برای اسپیس‌ایکس، پنجره‌های پرتاب اختصاصی، یا استقلال نظارتی از یک شرکت آمریکایی.

در پرتاب‌های امنیت ملی — ارزشمندترین قراردادها — سیاست‌های دولتی مشتری را موظف می‌کند از چند ارائه‌دهنده استفاده کند؛ به همین دلیل است که هم بلو اوریجین و هم ULA در کنار اسپیس‌ایکس سهمی از قراردادهای فاز ۳ NSSL گرفته‌اند. دولت آمریکا عامدانه در این بخش رقابت ایجاد کرده و برای آن بودجه گذاشته است، چون وابستگی انحصاری به یک ارائه‌دهنده تجاری، آسیب‌پذیری راهبردی تشخیص داده شد.

برای مأموریت‌های علمی و کاوشگرهای بین‌سیاره‌ای نیز قابلیت‌های طبقه بالایی Centaur اهمیت خود را دارد. کاوشگر Europa Clipper ناسا در سال ۲۰۲۴ با Falcon Heavy پرتاب شد، اما Vulcan Centaur برای مأموریت‌های آینده فضای عمیق که به تحویل دقیق انرژی نیاز دارند در برنامه است.

متغیر Starship

هر بحثی درباره بازار پرتاب در ۲۰۲۶ باید Starship را هم در نظر بگیرد؛ موشکی که محاسبات همه چیزِ بعد از خود را تغییر می‌دهد. این وسیله فوق‌سنگینِ کاملاً قابل استفاده مجددِ اسپیس‌ایکس چندین پرواز آزمایشی کامل را پشت سر گذاشته و به سمت وضعیت عملیاتی پیش می‌رود. در ظرفیت کامل، هزینه هدف Starship برای هر کیلوگرم به مدار پایین، چندین مرتبه کمتر از هر وسیله موجود است. اگر Starship آن‌طور که وعده داده شده کار کند — و کارنامه اسپیس‌ایکس می‌گوید به زمان‌بندی‌ها بدبین باشید اما به توانایی نهایی نه — دیگر فقط رقبا را شکست نمی‌دهد؛ معنای اقتصادِ پرتاب را از نو تعریف می‌کند.

این واقعیت دشواری است که نیو گلن، Neutron و Vulcan با آن روبه‌رو هستند: آن‌ها در بازاری رقابت می‌کنند که پیشتازش هم‌زمان محصول فعلی خود را بهبود می‌دهد (ارتقاهای Falcon 9، ابعاد بزرگ‌تر دماغه محموله) و وسیله‌ای می‌سازد که پویایی رقابتی فعلی را موقتی جلوه می‌دهد. پنجره تصاحب سهم معنادار از بازار واقعی است، اما تا ابد باز نمی‌ماند.

وضعیت واقعی رقابت

بازار پرتاب در ۲۰۲۶ رقابتی‌تر از سال‌های ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ است. بلو اوریجین پرواز می‌کند. Vulcan گواهی گرفته است. راکت‌لب در حال ساخت Neutron است. ارائه‌دهندگان بین‌المللی — Ariane 6، موشک H3 ژاپن و GSLV Mk III هند — هم برای مشتریانی که تنوع تأمین‌کننده یا توان پرتاب ملی برایشان اولویت دارد در میدان حضور دارند. اسپیس‌ایکس همچنان بیشتر از مجموع همه پرواز می‌کند، اما مشتریانش حالا برای انواع مشخصی از مأموریت‌ها گزینه‌های معتبری دارند که پیش‌تر نداشتند. این برابری نیست؛ اما پیشرفت هست.

اشتراک‌گذاری:
بازار پرتاب خصوصی ۲۰۲۶: SpaceX در برابر New Glenn، Vulcan، Rocket Lab | IRCNF | AIO APEX