داراییهای واقعی توکنشده در سال ۲۰۲۶ از ۳۰ میلیارد دلار عبور کردند؛ بلکراک و فرانکلین تمپلتون پیشتاز شدند

داراییهای واقعی توکنشده (RWA) تا ژوئیه ۲۰۲۶ حدود ۳۱ میلیارد دلار ارزش روی زنجیره توزیعشده را رد کردند؛ این رقم در مارس ۲۰۲۵ حدود ۶.۴ میلیارد دلار و در مارس ۲۰۲۴ فقط ۲.۱ میلیارد دلار بود. این رشد ترکیبی سالانه بیش از ۲۰۰ درصد است — و بر خلاف بیشتر داستانهای رشد رمزارزها، این یکی تقریباً به طور کامل توسط نهادهای مالی تحت نظارت، نه پروتکلهای بومی DeFi، هدایت میشود.
تز اصلی پشت توکنسازی داراییهای واقعی ساده است: قرار دادن ابزارهای مالی سنتی — اسناد خزانه، صندوقهای بازار پول، اعتبار خصوصی، املاک و مستغلات — روی یک دفتر کل بلاکچین تا بتوانند به صورت لحظهای تسویه شوند، ۲۴ ساعته و ۷ روز هفته معامله شوند و به عنوان وثیقه در DeFi بدون تأخیرهای چندروزه تسویه در مالی سنتی استفاده شوند. آنچه در سال ۲۰۲۶ تغییر کرده این است که بزرگترین مدیران دارایی جهان آزمایش را متوقف کردهاند و شروع به رقابت جدی برای این بازار کردهاند.
تصاحب زمین خزانههای توکنشده
ارزش کل قفلشده در محصولات خزانهای ایالات متحده که روی زنجیره توکنسازی شدهاند در سال ۲۰۲۶ از ۱۵ میلیارد دلار فراتر رفت. سه صندوق غالب هستند: BUIDL از بلکراک (صندوق نقدینگی دیجیتال نهادی دلار آمریکا بلکراک)، صندوق پول دولتی ایالات متحده روی زنجیره از فرانکلین تمپلتون (با نماد FOBXX) و محصولات توکنشده اوندو فایننس. این سه با هم بیش از نیمی از بازار خزانههای توکنشده — بیش از ۷ میلیارد دلار — را تشکیل میدهند.
BUIDL به تنهایی حدود ۲.۴۵ میلیارد دلار دارایی دارد و از زمان راهاندازی در مارس ۲۰۲۴ به محصول مرجع این دسته تبدیل شده است. FOBXX فرانکلین تمپلتون حدود ۷۰۰ میلیون دلار دارد. نکته قابل توجه تغییر دسترسی است: اوندو حداقل سرمایهگذاری مؤثر BUIDL را از ۵ میلیون دلار به حدود ۵۰۰۰ دلار کاهش داد و یک محصولی که در اصل برای خزانههای نهادی ساخته شده بود را به پایگاه بسیار گستردهتری از سرمایهگذاران معتبر باز کرد.
چرا مدیران دارایی سنتی برنده میشوند، نه استارتآپهای DeFi
این بخشی از داستان RWA است که کمتر گزارش میشود: این دسته توسط شرکتهای بومی رمزارز برنده نمیشود. بلکه توسط همان مدیران دارایی برنده میشود که هماکنون بزرگترین صندوقهای سنتی جهان را اداره میکنند. بلکراک بیش از ۱۰ تریلیون دلار دارایی سنتی مدیریت میکند؛ قرار دادن یک صندوق خزانه روی زنجیره یک ارتقاء توزیع و تسویه است، نه یک خط تجاری جدید که نیازمند اعتماد جدید باشد.
این برای هر کسی که توکنهای RWA را به عنوان یک دسته سرمایهگذاری ارزیابی میکند اهمیت دارد. مزیت رقابتی تخصص بلاکچین نیست — بلکه روابط نظارتی، زیرساخت نگهداری و توزیع نهادی موجود است. یک استارتآپ DeFi میتواند یک پروتکل توکنسازی از نظر فنی برتر بسازد و همچنان به بلکراک ببازد، صرفاً به این دلیل که بلکراک از قبل دستگاه انطباق و روابط مشتری برای فروش آن در مقیاس بزرگ را دارد.
آنچه واقعاً در حال توکنسازی است
خزانهها امروز بازار RWA را تحت سلطه دارند زیرا سادهترین دارایی برای توکنسازی هستند — استاندارد، نقدشونده و با پشتوانه دولتی، با پیچیدگی حقوقی حداقلی پیرامون انتقال مالکیت. توکنسازی اعتبار خصوصی و املاک و مستغلات در حال رشد است اما همچنان بسیار کوچکتر است و با همان مشکلاتی محدود میشود که این داراییها را در بازارهای سنتی غیرنقد میکند: اختلافات ارزشگذاری، محدودیتهای انتقال و نیاز به چارچوبهای حقوقی که بسته به حوزه قضایی متفاوت است.
یک تمایز مفید برای ارزیابی هر محصول RWA: آیا توکنسازی یک مشکل واقعی تسویه یا دسترسی را حل میکند، یا فقط یک پوشش بلاکچینی بر روی دارایی است که قبلاً نقدشونده بوده است؟ توکنسازی خزانه یک مشکل واقعی را حل میکند — به پروتکلهای DeFi اجازه میدهد به جای تکیه بر استیبلکوینهایی با پشتوانه شفافتر، از بدهی کوتاهمدت دولتی به عنوان وثیقه فوری و قابل تأیید استفاده کنند. در مقابل، توکنسازی املاک و مستغلات همچنان به همان جستجوی عنوان، ارزیابی و انتقالات حقوقی یک فروش سنتی نیاز دارد؛ لایه بلاکچین عمدتاً یک محل معاملاتی روی یک فرایند زیربنایی بدون تغییر اضافه میکند.
باد موافق نظارتی
هیچکدام از این رشد بدون شفافیت نظارتی که در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ پیرامون طبقهبندی توکنهای امنیتی در ایالات متحده و چارچوبهای مشابه در اتحادیه اروپا و سنگاپور پدیدار شد، ممکن نبود. مدیران دارایی سرمایه مشتری را در مقیاس بلکراک در قلمرو حقوقی مبهم قرار نمیدهند — این واقعیت که اکنون این کار را انجام میدهند نشان میدهد که نهادهای نظری به طور ضمنی به ساختار خزانه توکنشده چراغ سبز نشان دادهاند، حتی اگر مقررات گستردهتر رمزارز همچنان نامشخص باشد.
آنچه باید دنبال کرد
برای خوانندگانی که این فضا را دنبال میکنند، سه علامت مهمتر از عدد TVL اصلی هستند: اول، آیا محصولات خزانه توکنشده شروع به ادغام مستقیم در پلتفرمهای کارگزاری جریان اصلی میکنند تا در فضای رمزارزی باقی بمانند؛ دوم، آیا توکنسازی اعتبار خصوصی — بازاری بالقوه بسیار بزرگتر از خزانهها — میتواند مشکلات ارزشگذاری و نقدشوندگی خود را حل کند؛ و سوم، آیا یک بانک بزرگ محصول رقیبی راهاندازی میکند که این را به عنوان زیرساخت مالی هستهای تأیید کند، نه یک آزمایش رمزارزی. رقم ۳۱ میلیارد دلار بدون توجه به این موارد افزایش خواهد یافت — سؤال جالبتر این است که چه کسی صاحب زیرساخت خواهد شد.