استیبلکوینها به مفیدترین شکل ممکن در حال خستهکننده شدن هستند

استیبلکوینها در حال خستهکننده شدن هستند و همین موضوع آنها را مهم میکند. آزمون اصلی دیگر این نیست که آیا رمزارز میتواند دوباره هیجان بازار ایجاد کند یا نه. پرسش مهمتر این است که آیا داراییهای دیجیتال دلاری میتوانند در پسزمینه عملیات مالی شرکتها قرار بگیرند و جابهجایی پول را سادهتر، سریعتر و قابل پیشبینیتر کنند.
در دنیای پرداخت و خزانهداری، خستهکننده بودن یک مزیت است. تیم مالی نمیخواهد از ابزاری که برای پرداخت به تامینکننده، تسویه بازارگاه یا انتقال نقدینگی بین شعب استفاده میشود غافلگیر شود. آنها به ثبات، امکان تطبیق حسابها، دید بهتر و اصطکاک کمتر نیاز دارند. از این زاویه، استیبلکوینها بیش از گذشته شبیه زیرساخت شدهاند.
چرا تقاضای واقعی در حال شکلگیری است
بیشترین کشش در جاهایی دیده میشود که ریلهای سنتی هنوز دردسر دارند. پرداختهای فرامرزی کند و تکهتکه هستند. تسویه تجاری به زمانبندی بانکی و محدودیتهای محلی وابسته است. شرکتهای جهانی برای حرکت پول میان کشورها به شبکهای از بانکها و واسطهها تکیه میکنند که ذاتا برای هماهنگی سریع نرمافزاری ساخته نشده است.
استیبلکوینها شکل دیگری از سیستم را ارائه میدهند: دسترسی پیوسته، تسویه سریعتر و امکان مدیریت نرمافزاری طبیعیتر. این به معنی برتری در همه سناریوها نیست، اما برای پرداخت به پیمانکاران جهانی، تسویه B2B، انتقالات خزانهداری و پرداختهای بازارگاهی، اکنون بیشتر شبیه ابزار عملیاتی هستند تا آزمایش کریپتویی.
خزانهداری دروازه مهمتر از پرداخت مصرفکننده است
بسیاری از شرکتها لازم نیست تجربه مشتری را روی زنجیره ببرند تا از استیبلکوینها سود ببرند. آنها شاید فقط به راهی بهتر برای جابهجایی نقدینگی میان مناطق، تامین پیشاپیش برخی جریانها یا کاهش سرمایه راکد در پنجرههای تسویه کند نیاز داشته باشند. اینجا است که خزانهداری به نقطه ورود استراتژیک تبدیل میشود.
وقتی پول قابل برنامهریزیتر میشود، تیمهای نرمافزار و مالی میتوانند با هم قواعدی برای انتقال ماندهها، آزادسازی پرداختها، مدیریت استثناها و تطبیق تراکنشها بسازند. ارزش اصلی در این نیست که همه چیز Smart Contract شود. ارزش در این است که بخشی از عملیات خزانهداری با یک دارایی دیجیتال استاندارد، خودکارتر و شفافتر شود.
برندگان آینده بیشتر شبیه خدمات عمومی خواهند بود
مرحله بعدی بازار را پروژههای پر سر و صدا تعیین نمیکنند. برندگان احتمالا استیبلکوینهایی هستند که برای پردازشگرهای پرداخت، فینتکها و تیمهای مالی سازمانی قابل اعتماد باشند. کیفیت ذخایر، اطمینان بازخرید، شفافیت حقوقی و پشتیبانی یکپارچهسازی، مهمتر از روایتهای پرهیجان است.
با این حال، چالشها باقی ماندهاند: تجربه کاربری Walletها هنوز ناهمگون است، الزامات انطباق در کشورها فرق دارد، و تمرکز زیاد روی چند صادرکننده یا چند Chain میتواند گلوگاههای تازهای ایجاد کند. هرچه این لایه مهمتر شود، نیاز به افزونگی، قابلیت همکاری و کنترلهای خزانهداری هم بیشتر میشود.
اقدام بعدی برای کسبوکارها
بهترین رویکرد این است که از یک مسئله مشخص شروع شود، نه از ایدئولوژی. یک مسیر پر اصطکاک را انتخاب کنید، مثلا پرداخت به پیمانکاران، تسویه یک بازار خاص یا انتقال داخلی بین واحدها. سرعت بازخرید، کیفیت تطبیق، تناسب انطباقی و اصطکاک کل فرایند را بسنجید. اگر استیبلکوین بتواند بیسروصدا این مشکلات را حل کند، دقیقا به همان مفیدترین شکل ممکن خستهکننده شده است.