حلقههای هوشمند در حال تبدیل شدن به رابط رایانش شخصی بعدی برای سلامتی هستند

حلقههای هوشمند از ردیابی غیرفعال سلامتی فراتر رفته و به چیزی شبیه رایانش سلامتی محیطی تبدیل میشوند. این تغییر فقط به حسگرهای کوچکتر یا پوستههای زیباتر تیتانیومی محدود نیست. بلکه به جایگاه حلقه در پشته فناوری مربوط میشود: همیشه روی بدن، از نظر اجتماعی در مکانهایی که ساعتها مزاحم تلقی میشوند قابل قبول، و به طور فزایندهای به نرمافزاری متصل است که میتواند سیگنالهای خام را به راهنمایی روزانه تبدیل کند. اگر این روند ادامه یابد، مهمترین پوشیدنی روی دست شما ممکن است اصلاً یک صفحه نمایش ساعت هوشمند نباشد.
فرضیه ساده است: حلقههای هوشمند بخشهای قابل توجهی از بازار پوشیدنیها را نه با جایگزینی ویژگیبهویژگی ساعتها، بلکه با انجام عکس آن به دست خواهند آورد. آنها زمانی کار میکنند که نامرئی بمانند. این ویژگی آنها را برای خواب، بازیابی، پایش استرس، یادآوری دارو، ورودی حرکتی و احراز هویت سبک مناسب میکند—کارهایی که حضور مداوم در آنها مهمتر از یک نمایشگر است.
چرا حلقهها اکنون در حال پیشرفت هستند
حلقههای هوشمند اولیه به راحتی به عنوان ابزارهای سلامتی نیچ قابل چشمپوشی بودند. آنها مراحل خواب را شمارش میکردند، آمادگی را تخمین میزدند و یک امتیاز روزانه دیگر در اکوسیستم برنامههای سلامتی ازدحامکرده ارائه میدادند. چیزی که تغییر کرد همگرایی سه چیز است: حسگرهای کوچکشده بهتر، کارایی باتری قویتر، و تمایل گستردهتر مصرفکنندگان به پوشیدن سختافزار سلامتی در تمام روز و شب.
این ترکیب مهم است زیرا پوشیدنیها زمانی شکست میخورند که اصطکاک زیادی ایجاد کنند. بسیاری از مردم ساعتهای هوشمند را روزانه شارژ میکنند، برای خواب آنها را درمیآورند، یا زمانی که میخواهند لباس رسمی بپوشند، با دستکش ورزش کنند یا صرفاً قطع ارتباط کنند، آنها را پشت سر میگذارند. حلقهها تا حدی از آن مشکل جلوگیری میکنند. آنها کوچک، سبک و پوشیدن مداوم آسانتر هستند. پوشیدن مداوم یک مزیت زیباییشناختی نیست؛ شرطی است که دادههای طولی سلامتی را مفید میکند.
اینجاست که حلقهها یک برتری ساختاری دارند. یک پوشیدنی که در طول خواب، کار، ورزش، سفر و استراحت روی بدن میماند، یک خط پایه منسجمتر تولید میکند. برای معیارهایی مانند ضربان قلب در حالت استراحت، روند دمای پوست، تغییرپذیری ضربان قلب، ثبات خواب و سیگنالهای بازیابی، کیفیت خط پایه اغلب مهمتر از داشبوردهای پرزرقوبرق است.
از ردیاب تا همراه
مرحله بعدی برای حلقههای هوشمند معیارهای بیشتر نیست. تفسیر بهتر است. قویترین محصولات شروع به عمل کردن کمتر مانند گزارشهای غیرفعال و بیشتر مانند همراهان کمسر و صدا میکنند که تعداد کمی مداخله مفید را سطحی میکنند. این میتواند به معنای تشویق شخص به به تأخیر انداختن یک تمرین سخت پس از بازیابی ضعیف، علامتگذاری یک الگوی دمایی غیرعادی، یا تنظیم شدت اعلانها زمانی که نشانگرهای استرس در طول بعدازظهر بالا باقی میمانند باشد.
این به نظر modest میرسد، اما جهت درستی است. بیشتر برنامههای سلامتی شکست میخورند زیرا کاربران را با نمودارهایی غرق میکنند که نیاز به تفسیر دستی دارند. ارزش آینده یک حلقه هوشمند در نرمافزاری نهفته است که زمینه را درک میکند: چه چیزی برای این کاربر عادی است، امروز چه تغییری کرده است، و چه اقدامی ارزش انجام دادن در حال حاضر را دارد.
در عمل، این بدان معناست که برنده ممکن است شرکتی با بیشترین حسگرها نباشد. ممکن است شرکتی باشد که تمیزترین حلقه بازخورد بین سنجش، مدلسازی و رفتار دارد. حلقهای که سه توصیه دقیق و به موقع در هفته ارائه میدهد میتواند ارزشمندتر از حلقهای باشد که بیست متغیر را بد ردیابی میکند.
جایی که حلقههای هوشمند بهتر از ساعتهای هوشمند جای میگیرند
حلقهها پوشیدنیهای عمومی نیستند. آنها دستگاههای تخصصی با مبادلات مشخص هستند. آنها نمیتوانند با ساعت هوشمند از نظر ناوبری، پاسخهای سریع، کنترل تمرین یا اعلانهای قابل نگاه رقابت کنند. اما آنها در بخشهایی از زندگی روزمره که یک صفحه نمایش کمکی نمیکند و راحتی اهمیت زیادی دارد، مزایایی دارند.
خواب و بازیابی
این هنوز واضحترین مورد استفاده است. پوشیدن یک حلقه در طول شب راحتتر از یک ساعت است، به ویژه برای افرادی که از یک دستگاه حجیم روی مچ دست خودداری میکنند. این مهم است زیرا کیفیت خواب، ضربان قلب شبانه، روند دما و تغییرپذیری ضربان قلب هنوز پایه بسیاری از بینشهای سلامتی مصرفکننده هستند.
نظارت روزانه با اصطکاک کم
بسیاری از کاربران سیگنالهای سلامتی را بدون احساس دائمی بودن روی دستگاه میخواهند. یک حلقه میتواند دادههای زیستی را بیصدا جمعآوری کند در حالی که تلفن تجسم و راهنمایی را انجام میدهد. این تقسیم کار منطقی است: سختافزار رو به بدن دادهها را جمعآوری میکند، در حالی که رابط غنیتر در جای دیگر زندگی میکند.
رایانش آگاه از زمینه
حلقهها همچنین به عنوان دستگاههای ورودی جالب هستند. کنترل حرکتی برای سالها وعده داده شده است، اما یک دستگاه روی انگشت خانه طبیعیتری برای ورودی ظریف نسبت به یک کامپیوتر روی مچ است. این میتواند برای عینکهای AR، ابزارهای دسترسی، کنترل ارائه، پخش رسانه یا اقدامات سریع اتوماسیون خانگی مهم باشد.
احراز هویت و هویت
یک حلقه یک نشانه سختافزاری قابل قبول است زیرا شخصی است، در حین پوشیدن به سختی گم میشود، و برای احراز هویت مبتنی بر نزدیکی مناسب است. با گذشت زمان، این میتواند فراتر از باز کردن قفل تلفن به پرداختها، دسترسی امن، خودروها، هویت محل کار و انتقال دستگاه بین صفحهها گسترش یابد.
چالشهای فنی هنوز واقعی هستند
کوچکسازی فیزیک را از بین نمیبرد. حلقهها باتریهای کوچکی، فضای محدود برای آنتنها و سطح کمتری برای برخی روشهای سنجش نسبت به پوشیدنیهای مچی دارند. تناسب نیز مهمتر است. بند ساعت قابل تنظیم است؛ اندازه حلقه کمتر بخشنده است، و تورم انگشت در طول روز میتواند هم بر راحتی و هم کیفیت سیگنال تأثیر بگذارد.
همچنین مشکل تفسیر وجود دارد. پوشیدنیهای مصرفکننده هنوز با اعتماد کاذب دست و پنجه نرم میکنند. نمرات استرس، مراحل خواب و معیارهای بازیابی میتوانند از نظر جهتدهی مفید باشند بدون اینکه دقیق بالینی باشند. هرچه شرکتها بیشتر حلقهها را به عنوان همراهان سلامتی به جای ردیابها بازاریابی کنند، فشار بیشتری برای توضیح اینکه مدلهایشان در کجا قوی هستند، کجا احتمالی هستند و کاربران نباید در کجا واکنش بیش از حد نشان دهند، مواجه میشوند.
مقررات نیز این دسته را شکل خواهد داد. موقعیتیابی سلامتی به شرکتها فضای حرکت سریع میدهد، اما هرچه محصولات به ادعاهای پزشکی نزدیکتر شوند، به ویژه در مورد فیبریلاسیون دهلیزی، استنباط مرتبط با گلوکز، تشخیص بیماری یا سلامت زنان، سطح شواهد بالاتر میرود. این برای کاربران خوب است، اما پلتفرمهای جدی را از پلتفرمهای بازاریابیمحور جدا خواهد کرد.
بازار به احتمال زیاد چگونه خواهد بود
بازار حلقه هوشمند احتمالاً به سه سطح تقسیم میشود. اول پلتفرمهای سلامتی برتر هستند که سختافزار قوی را با راهنمایی و تحلیل مبتنی بر اشتراک ترکیب میکنند. دوم حلقههای اکوسیستمی هستند که به سازندگان تلفن یا پلتفرمهای دستگاه گستردهتر متصل هستند، جایی که حلقه به عنوان یک گره حسگر در میان بسیاری عمل میکند. سوم تقلیدکنندگان کمهزینه هستند که در ظاهر و ردیابی پایه رقابت میکنند اما در دقت و کیفیت نرمافزار مشکل دارند.
دسته دوم از نظر استراتژیک مهمترین است. هنگامی که یک حلقه بخشی از یک سیستم رایانش شخصی گستردهتر شود، دیگر یک لوازم جانبی مستقل نیست. میتواند به نحوه فیلتر کردن اعلانهای تلفن، نحوه تطبیق صدای هدفون در طول تمرین، نحوه پاسخ خانه هوشمند در شب، یا نحوه چارچوببندی توصیههای یک دستیار هوش مصنوعی بر اساس خستگی و استرس شما اطلاع دهد. اینجاست که حلقهها کمتر شبیه جواهرات با حسگر و بیشتر شبیه یک لایه رابط آرام برای رایانش آگاه از سلامتی به نظر میرسند.
خریداران قبل از ورود چه چیزی را باید ارزیابی کنند
برای خوانندگانی که امروز به خرید یک حلقه هوشمند فکر میکنند، مهمترین سوال عمر باتری یا رنگ نهایی نیست. این است که آیا محصول مشکلی را که واقعاً دارید حل میکند. اگر ثبات خواب بهتر، ردیابی بازیابی سبکتر یا یک پوشیدنی که میتوانید فراموشش کنید میخواهید، یک حلقه ممکن است تناسب بهتری نسبت به ساعت هوشمند داشته باشد. اگر بازخورد غنی تمرین، اعلانهای قابل نگاه یا برنامههای مستقل میخواهید، احتمالاً اینطور نیست.
همچنین به نیازهای اشتراک، طول عمر باتری در طول زمان، سیاستهای تعویض، گزینههای خروج داده و میزان شفافیت شرکت در مورد محدودیتهای دقت دقت کنید. در پوشیدنیها، کیفیت و تفسیر نرمافزار اغلب بیشتر از تعداد حسگر خام اهمیت دارد.
نکات عملی
حلقههای هوشمند ارزش جدی گرفتن دارند زیرا با یک حقیقت اساسی در مورد سختافزار مصرفکننده هماهنگ هستند: بهترین دستگاه اغلب دستگاهی است که از سر راه کنار میرود. تیمهای محصول باید کمتر بر برابری ویژگی با ساعتها و بیشتر بر موارد استفاده با اصطکاک کم و نگهداشت بالا تمرکز کنند. خریداران باید آنها را به عنوان همراهان رایانش سلامتی ارزیابی کنند، نه ساعتهای هوشمند مینیاتوری. و شرکتهای پلتفرمی باید حلقهها را به عنوان یکی از امیدوارکنندهترین ورودیهای پوشیدنی بدن برای یک پشته رایانش محیطی گستردهتر در نظر بگیرند.
این تغییر عمیقتری است که در جریان است. حلقههای هوشمند نه تنها در ردیابی خواب بهتر میشوند. آنها در حال تبدیل شدن به رابطهای آرام و مداوم بین بدن، تلفن و لایه نرمافزاری هستند که به طور فزایندهای تعیین میکند فناوری شخصی روز به روز چقدر مفید به نظر میرسد.